درس دوم

  1. بخش اول درس  
  2. حق به دو قسم تقسیم می‌شود: حق حقوقی و حق   قانونی، که از جهت هایی متفاوت هستند:
حق حقوقیحق اخلاقی
توسط مقام صلاحیت‌دار وضع می‌شودمبنای دینی یا عقلی دارد و به وضع منوط نیست
دارای ضمانت اجرای بیرونی (دولتی) استضمانت اجرای درونی (وجدانی) دارد
به روابط اجتماعی بین انسان‌ها مربوط استهمه رفتارهای اختیاری انسان را شامل می‌شود

  1. حق: معنای دوم حقوق، جمع حق بود؛ حق به چه معناست؟
    • تعریف حق: امتیازی است که نظام حقوقی برای شخص نسبت   به چیزی به رسمیت شناسد یا اعطا کند؛ مردم به احترام و دولت به حمایت از   آن ملزم باشند.
      • در تعریف حق،   عبارت: برای شخص شامل:
        1. شخصیت حقیقی مانند علی و رضا
        2. شخصیت حقوقی مانند ریاست دانشگاه یا شرکت تجاری   
    • در تعریف حق،   عبارت: نسبت به چیز شامل:
      1. حق شخص نسبت به خودش مانند حق حیات، حق ازدواج و   حق مسکن؛
      2. حق شخص نسبت به دیگران مانند حق حضانت فرزند یا   حق وصیت نسبت به اموال میت؛
      3. حق شخص نسبت به شیء، که خود سه گونه است:
1.   نسبت به خود (عین) شیء مانند مالکیت زمین یا ماشین؛
2. نسبت به منفعت   شیء مانند اجازه منافع زمین یا ماشین؛
3. نسبت به انتفاع   (ارتفاق) شیء مانند حق مسیر و حق راه آب.
  1. ارکان حق: هر حق دارای ارکان سه‌گانه است:
    • موضوع یا متعلق حق (انواع متعلق حق در «نسبت به   چیز» گذشت)
    • من له الحق: کسی که حق به نفع اوست که ممکن است   یک نفر یا یک گروه باشند.
    • من علیه الحق: کسی که حق بر ضرر اوست که ممکن است   یک فرد یا گروهی باشند.
  2. حق و تکلیف: با توجه به اینکه هر حقی همیشه دو طرف (صاحب حق و   صاحب تکلیف) دارد، رابطه این دو چنین می‌شود:
    • الف) ملازمت حق شخص با تکلیف دیگران: اگر شخصی حق دارد پس لزوما دیگران تکلیف به   احترام این حق دارند؛ این رابطه دو حالت دارد:
      • تکلیف ایجابی: یعنی   طرف تکلیف ملزم به انجام کاری است: مانند تکلیف شوهر به پرداخت نفقه؛
      • تکلیف سلبی: یعنی   طرف تکلیف ملزم به انجام کاری نیست و تنها باید به حق تجاوز نکند: مانند حق   مسکن؛
  3. ب) ملازمت حق شخص با تکالیف خود: اگر شخصی از حقوقی بهره‌مند است، لزوما ملزم به   تکالیف و مسئولیت‌هایی نیز هست و برعکس؛ مانند حقوق و اختیارات رئیس جمهور در   برابر تکالیف و مسئولیت های وی.
  4. پاسخ به یک شبهه: تکلیف محوری اسلام؛ گاهی گفته می‌شود دین   اسلام پر از دستورات و تکالیف است در حالی که بشر امروز حق محور است و به‌دنبال   حقوق خودش است؛ از این رو این دین برای عصرحاضر نیست:
    1. پاسخ:
      1. حق و تکلیف دو روی یک سکه‌اند: اگر به کسی تکلیف   می‌شود پس حتما از حقوقی نیز بهره‌مند است؛
      2. انسان برای رسیدن به سعادت و کمال باید تکالیفی   را انجام دهد و تنها با بهره‌مندی از حقوق، سعادتمند نخواهد شد؛
      3. انسان‌ها به حسب طبع خود، بصورت خودکار حقوق خود   را مطالبه می‌کنند، آنچه نیازمند بیان و الزام است، تکالیف اوست.
  5. قانون: و اما آخرین و سومین معنای حقوق، مجموعه   قوانین و مقررات اجتماعی
    • منظور از قانون: احكام و مقررات الزام آور كه   توسط مقامی كه صلاحیت قانونگذاري دارد وضع و به موقع اجرا گذارده شود.
  6. ضرورت قانون: وجود قانون در جامعه ضرورت دارد، بدین توضیح:
    • انسان‌ها (به هردلیل و تبیینی) اجتماعی هستند؛
    • از یک طرف در زندگی اجتماعی منابع محدود است؛
    • از طرف دیگر انسان ها زیاده‌خواه، کمال‌جو و   انحصار طلب هستند؛
    • این دو ویژگی باعث اختلاف خواهد شد؛
    • عقل و وجدان اخلاقی برای جلوگیری و حل این اختلاف   کافی نیست (برخلاف ادعای آنارشیسم ها)
    • نتیجه = انسان ها در زندگی اجتماعی به قانون نیاز   دارند.
  1. ویژگی‌های قانون عبارت است از:
عمومیت و شمولشامل همه مکان‌ها،     زمان‌ها و همه افراد شود.
انسانیبه انسان مربوط     باشد، نه موجودات دیگر
رفتاریدربرگیرنده     رفتارها باشد نه افکار و انگیزه‌ها
اجتماعیبه زندگی     اجتماعی انسان ها مربوط باشد، نه حریم خصوصی و روابط خصوصی
اختیاریبه رفتارهای غیر     اختیاری مانند خطا و نسیان مرتبط نباشد.
دستوریبه بایدها و     نبایدها امر کند، نه توصیف آنچه خوب است باشد یا نباشد.
الزامیشخص در صورت     سرپیچی یا مجبور به انجام می‌شود یا ملزم به جبران خسارت و راه فرار ندارد.
ضمانت اجرای     دولتیپشتوانه قانون     دولت و قوه قهریه است نه ایمان، اخلاق یا وجدان.


  1. مقایسه ویژگیهای قانون اخلاقی و قانون حقوقی   چنین می‌شود:
    • هر دو در ویژگی‌های عمومیت و شمول، انسانی،   رفتاری و اختیاری بودن مشترک هستند.
    • ویژگی اجتماعی بودن، الزامی بودن و   دارای ضمانت اجرای دولتی بودن = مخصوص قانون
    • ویژگی تاثیر نیت و انگیزه در ارزش‌گذاری   رفتار = مخصوص اخلاق 
2. بخش دوم درس

  1. اخلاق و حقوق: از آنجا که زندگی انسان منحصر به دنیا نیست و   زندگی اخروی نیز دارد، که متاثر از عمل انسان در این دنیاست؛ نظام حقوقی باید   زیرمجموعه نظام اخلاقی باشد و با اهداف آن سازگار باشد تا موجب کمال انسان و قرب   الهی شود.
  2. رابطه حقوق از   اخلاق:
    • در وضع قانون: نباید قانون ناعادلانه وضع شود.
    • در اجرای قانون: نباید اخلاقیات زیرپا نهاده شود.
    • در تفسیر قانون: قانون باید با رویکرد اخلاقی   تفسیر شود.
  3. حقوق و دین:
    • آیا حقوق می‌تواند دینی باشد؟ پاسخ این سوال به   نوع دین و نوع نظام حقوقی بستگی دارد؛ 
      1. دین:
        1. دارای دستورات اجتماعی است مانند اسلام
        2. فاقد دستورات اجتماعی مانند مسیحیت؛
    • نظام های حقوقی:
      1. غیر دینی هستند که در این صورت:
الف) سکولار هستند: یعنی دین را رد نمی کنند اما برای   آن نقش ضروری قائل نیستند.
ب) سوسیالیستی – کمونیستی هستند: نقش دین را در جامعه نفی کرده و   ضدیت می‌کنند.
  1. دینی و الهی هستند که در این صورت:
الف) در این نظام ها حقوق از دین گرفته می‌شود: مانند   نظام حقوقی اسلام
ب) در این نظام ها کلیات و مبانی حقوق مورد تایید   دین است: مانند نظام حقوقی مسیحیت.
  1. تبیین دینی بودن   حقوق: آیا نظام حقوقی   یک مسلمان باید دینی باشد؟ به چه دلیل؟
    • بله؛ بدین توضیح که:
      • قانون‌گذاری   مستلزم شرایطی است: 
      • صلاحیت علمی
      • صلاحیت اخلاقی
      • مصونیت از خطا و نسیان
      • قانون‌گذاری   مستلزم داشتن حق قانونگذاری و داشتن صلاحیت این مقام است،
      • تنها خداوند علاوه   بر داشتن صلاحیت های قانونگذاری، مالک، خالق و صاحب اختیار است و مشروعیت   قانونگذاری را دارد.
  2. نتیجه: تنها خداوند حق قانونگذاری را دارد و حقوق حتما   باید دینی (وحیانی) باشد.
  1. حقوق و شریعت: علیرغم اینکه حقوق و شریعت دارای شباهت های زیادی   هستند و احکام شرعی مانند قوانین حقوقی دستورهای عملی هستند، اما از جهت هایی   نیز متفاوت هستند:

حقوقشریعت
مسائل و قلمروروابط اجتماعی     (انسان با انسان)روابط فردی     (انسان با خود)
روابط عبادی     (انسان با خدا)
روابط اجتماعی     (انسان با انسان)
روابط محیط     زیستی (انسان با نحیط پیرامون خود)
ماهیت حکماحکام الزامی     (باید و نباید)احکام الزامی     (واجب و حرام)
احکام ترجیحی     (مستحب و مکروه)
احکام تخییری     (مباح)
ضمانت اجراضمانت اجرای     دولتیضمانت اجرای     ایمانی
ضمانت اجرای     دولتی