تقسیم تحقیق‌ها به ترویجی و پژوهشی یک تقسیم صرفاً روش‌شناختی نیست، بلکه بر پایه‌ی معیارهای معرفت‌شناختی، کارکردی و نهادی استوار است.

۱. مبنای اصلی تقسیم: نوع خروجی معرفتی

تحقیق‌ ترویجی

  • دانش جدید تولید نمی‌کند
  • هدف: انتقال و سامان‌دهی دانش موجود
  • نقش پژوهشگر: واسط معرفتی
چه گفته شده و چگونه می‌توان آن را قابل‌فهم‌تر ارائه کرد؟

نمونه‌ها:

  • مقالات مروری
  • تلخیص نظریه‌ها
  • متون آموزشی و دایرةالمعارفی

تحقیق‌ پژوهشی (اصیل)

  • متضمن نوآوری معرفتی است
  • دانش موجود را نقد یا توسعه می‌دهد
  • پژوهشگر: فاعل معرفتی فعال
چه چیزی را هنوز نمی‌دانیم یا درست تبیین نکرده‌ایم؟

نمونه‌ها:

  • نقد مبنایی نظریه‌ها
  • فرضیه‌سازی جدید
  • تحلیل نو از داده یا متن
تفاوت در درجه نوآوری معرفتی است، نه در قالب یا موضوع پژوهش.

۲. نقش پژوهشگر در فرایند شناخت

در تحقیق‌ ترویجی

پژوهشگر دانش دیگران را انتخاب، بازچینش و فهم‌پذیر می‌کند؛ اما وارد حل مسئله نظری نمی‌شود.

در تحقیق‌ پژوهشی

پژوهشگر خود مسئله را صورت‌بندی می‌کند، موضع می‌گیرد و امکان عبور از نظریات پیشین را فراهم می‌سازد.

۳. نوع مسئله

تحقیق‌ ترویجی: پاسخ به نیاز آموزشی یا رفع پراکندگی منابع

دیدگاه‌های مختلف درباره اصل قانونی بودن جرم و مجازات چیست؟

تحقیق‌ پژوهشی: مواجهه با مسئله حل‌نشده واقعی

آیا اصل قانونی بودن جرم در رویه قضایی ایران دچار تفسیر موسّع شده است؟

۴. سطح استدلال و داوری

  • ترویجی: توصیفی، نقلی، حداقل داوری
  • پژوهشی: تحلیلی، انتقادی، داورانه

۵. جایگاه نهادی در مراکز علمی (حوزه یا دانشگاه)

ترویجی: مناسب آموزش، آشنایی با حوزه، مجلات علمی–ترویجی

پژوهشی: مبنای پایان‌نامه، رساله و مجلات علمی–پژوهشی

خطای رایج

تحقیق‌ ترویجی یک پژوهش نوآورانه است، اما تولید علم نمی‌کند و جایگزین تحقیق‌ پژوهشی نمی‌شود.

۶. وضعیت خاص علوم انسانی و حقوق

در حقوق، مرز میان ترویجی و پژوهشی سیّال‌تر است. تفاوت اصلی در «صرف توصیف» یا «نقد مبنایی» نهفته است.

  • شرح دیدگاه شورای نگهبان → ترویجی
  • نقد مبنای تفسیری شورا با نظریه هرمنوتیکی → پژوهشی

جمع‌بندی ذهنی

اگر پژوهش فقط دانش موجود را بهتر عرضه می‌کند → ترویجی
اگر دانش موجود را به چالش می‌کشد یا بر آن می‌افزاید → پژوهشی