درس اول

  1. بخش اول درس  
    1. مفهوم حقوق؛ حقوق در سه مفهوم استعمال می‌شود:
      • جمع حق (حق‌ها): مانند حقوق زنان که می‌توان گفت حق زنان یا حقوق انسان ها که به معنای حق‌های انسان است
      • مجموعه قوانین و مقررات اجتماعی: مانند حقوق فرانسه که به معنای قوانین و مقررات حاکم بر کشور فرانسه است و جمع حق نیست پس حق فرانسه اشتباه است و فقط بصورت جمع درست است. مانند حقوق اسلام که به مجموعه احکام و قوانین اسلام اشاره دارد
      • علم حقوق: مانند دانشکده حقوق یعنی جایی که در آن علم حقوق آموزش داده می‌شود یا دانشجوی حقوق: کسی که به تحصیل علم حقوق مشغول است.
  2. علم حقوق چیست؟
    • علم حقوق با اعطاء حق و وضع قانون، رفتارهای اجتماعی انسان‌ها را ارزش‌گذاری می‌کند و باید و نباید های اجتماعی را مشخص می‌کند؛ 
    • تعریف علم حقوق:
      • «شـاخه‌ای از دانـش اجتماعی کـه به بررسی استدلالی و روشمند مقـررات حاکـم بـر جامعـه و دولت، چگونگی پیدایش و سـیر تحـول، وضع و تصویب، تفسـیر و اسـتنباط و بالاخـره اجـرای آنهـا را مـورد بحـث قـرار میدهـد و از این طریـق حقوق و تکالیـف افـراد، گروههـا و سـازمانها را معین می‌کند.»
  3. هدف علم حقوق: وضع قوانین و مقررات برای برقراری نظم و عدالت در جامعه انسانی به منظور رساندن او به کمال مطلوب؛
  4. علم حقوق در حقیقت حق‌ها و قانون را بررسی می‌کند، اما این حقوق و قوانین از کجا آمده و دلیل الزام‌آوری آن چیست؟ منشأ اعتبار قانون چیست؟ و... اما جای این سوالات در علم حقوق نیست؛ اینجاست که فلسفه حقوق ظهور پیدا می‌کند تا به این سوالات بنیادین و ریشه ای پاسخ دهد.


  1. بخش دوم درس 
    1. تعریف فلسفه حقوق:

§ «دانشی است که با شیوه عقلی-تحلیلی / کلی-بیرونی درباره حق‌ها و قوانین بحث می‌کند.» 

  1. مطالعات فلسفی حقوق:
    • اما همیشه همه قوانین چالشی نیست بلکه برخی از قوانین  بحث‌برانگیز می‌شود:
    • مانند حکم حجاب / قصاص و ...
    • مطالعه در مورد یک موضوع یا یک قانون که بصورت تحلیل جزئی و درونی است را «مطالعات فلسفی حقوق» می‌گویند. (مانند 5 درس آخر همین کتاب).
  2. ضرورت فلسفه حقوق چیست؟
    • تحلیل قوانین و پاسخ به پرسش‌های بنیادین باعث: 
      • پذیرش قوانین
      • راحتی در اجرای قوانین
      • دفاع از قوانین
  3. شبهه: از آنجا که شما مسلمانان بر اساس اصل توحید، هرچه را خداوند حکم کند قبول می‌کنید و انجام می‌دهید؛ پس دیگر تحلیل فلسفی قوانین تفاوتی برای شما نخواهد داشت؛ پس به فلسفه حقوق نیاز ندارید!
    • پاسخ: 
  • اولا: تدوین کتابهای فلسفه حقوقی مانند اصول فقه در بین مسلمانان رایج است؛
  • ثانیا: دفاع عقلانی از اسلام در برابر مکاتب حقوقی معارض و اثبات صلاحیت حقوق اسلام؛
  • ثالثا: پاسخگویی به شبهات وارد بر حقوق و قوانین اسلامی؛
  • رابعا: شناسایی اهداف و مبانی موجب قانونگذاری در موضوعات جدید مطرح در جامعه خواهد شد.
  • جایگاه فلسفه حقوق: ارتباط فلسفه حقوق به کتابهای قبلی و بعدی چیست؟
    • فلسفه حقوق = وضع قوانین و ایجاد نظم و عدالت در جامعه منوط به انسان‌شناسی دقیق است؛ که انسان شناسی دقیق متوقف بر مبدأ و معاد شناسی و خداشناسی است.
    • همچنین صحت و ارزیابی معرفت های حقوقی نیز مبتنی بر معرفت‌شناسی و شناخت ابزارهای معرفتی است؛ علاوه بر اینکه ارزش‌گذاری حقوقی متاثر و مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی موجود در جامعه است که نیازمندی فلسفه حقوق به فلسفه اخلاق را ضروری می‌بخشد. 
    • و در نهایت اینکه، فلسفه حقوق قوانین حاکم بر جامعه را مشخص می‌کند و فلسفه سیاست مجری این قوانین را مشخص خواهد کرد.
  1. ساختار کتاب: این کتاب از 12 درس تشکیل شده که به مباحث زیر می‌پردازد:
    • کلیات و مفاهیم (درس 1 و 2)
    • مکاتب حقوقی (درس 3، 4 و 5)
    • نظام حقوقی اسلام و منابع آن (درس 6 و 7)
    • حقوق بشر (درس 8، 9 و 10)
    • حقوق زن و خانواده (درس 11 و 12)